معما
باد هوهو می کند پائیز را
یا نکیسا می نوازد مردن شبدیز را؟!
تلخ یا شیرین!خبر هایی که پشت پرده است
سخت می لرزاند امشب شانه ی پرویز را
سخت می لرزد دلت اما نه آن طوری که من
در خودم بیدار کردم هول رستاخیز را
حتم دارم دست سعدی در گلستان کاشته است
لوبیاهای همین اندوه سحر آمیز را
دفن کردی در هوسهایت مرا انگار در
زیر یک خروار گندم ارزنی ناچیز را
من ولی هرگز فراموشت نخواهم کرد، مرد
برده از خاطر مگر چین لشگر چنگیز را؟!
هیچ کس بعد از تو هرگز حل نخواهد کرد، من
_این به قول تو معمای شگفت انگیز_را
عاشق شدی ای دل
سودات مبارک
از جا و مکان رستی
آن جات مبارک باد
تنها رو تنها پر
تا مُلک و مَلَک گویند
تنهات مبارک باد
ای سینه بی کینه
غوغات مبارک باد
ای عاشق پنهانی
آن یار قرینت باد
ای طالب والایی
والات مبارک باد
مائیم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه پر دردشراب
فـارغ ز امیــد رحمـت و بیـــــم عـذاب
آزاد ز خــــاک و بـــاد و از آتــش وآب
من همه چیز را در این جهان برای تو آفریدم و تو را برای خودم.
در شور
درویش غرق در خویش تنبور می نوازد
صحرا،سفر،جنون،ماه ماهور می نوازد
با هر فرود دستی جان می دهد به هستی
تنبور می نوازد یا صور می نوازد؟
این پنجه نیست دیگر،عشق است و بیشتر تر
بر پا شده است محشر،در شور می نوازد
شطی عظیم باری از ساز دوست جاری
از خویش گشته عاری منصور می نوازد
هو حق کشید درویش، یعنی چه دید درویش؟
او را شنید در خویش، بر طور می نوازد
رعد است و برق وباران از آسمان نه از جان
درویش غرق در خویش تنبور می نوازد.
برگ در انتهای زوال می افتد
و میوه در ابتدای کمال
بنگر که چگونه می افتی
چون برگی زرد
یا سیبی سرخ
*******
در پناه یزدان تا همیشه ی روزگاران، شاد و جاوید بمان.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تو شعر آفرینشی ای سبز بیکران
و شعر من شقایق سرخی برای توست
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
******
مردی برای دیدن نمایشی در برادوی رفت و در آنتراکت برای
صرف یک نوشیدنی بیرون آمد . لابی شلوغ بود و مردم سیگار
می کشیدند ، حرف می زدند و می نوشیدند.
نوازنده ای پیانو می نواخت اما هیچ کس به موسیقی اش توجه
نمی کرد . مرد از نوشیدنی اش جرعه ای نوشید و نوازنده را زیر
نظر گرفت . خسته می نمود_فقط وظیفه اش را انجام می داد و
منتظر پایان آنتراکت بود.
پس از یک نوشیدنی دیگر کمی گرمتر شد و و رفت نزدیک پیانو و
اعترض کرد : سرم رفت ! چرا برای دل خودت نمی زنی ؟
نوازنده شگفت زده شد . بعد شروع به نواختن موسیقی مورد علاقه
اش . در مدت تنها چند دقیقه تمام لابی در سکوت فرو رفت .
وقتی آهنگ به پایان رسید پرشور تشویق اش کردند .
******
******
چکمتر از ذره نه ایی
پست مشو
اوج بگیر
تا به جولانگه خورشید رسی!
******